ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

49

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) گروهى از حبشيان ( بردگان حبشى ) و آنان كه پيش او جمع شده بودند از قفاى او مىرفتند . او را به صفتى كه پيامبر ( ص ) توصيف فرموده بود بازشناختم و چون او را ديدم سخت هراسيدم و از سراپايم عرق باريد . گفتم : خدا و رسولش راست گفتند . او گفت : كيستى ؟ گفتم : مردىام از خزاعه ، شنيدم كه تو از بهر جنگ با محمد سپاه جمع مىكنى و آمده‌ام با تو باشم . گفت : آرى من در بند آنم كه از بهر جنگ با محمد لشكرى راست كنم . با او مىرفتم و سخن مىگفتم و او سخن گفتن مرا خوش مىداشت . و چون به خيمه‌اش رسيد و يارانش پراكنده شدند و مردم آرام گرفته خوابيدند ، ناگاه وى را به سببى مشغول ساختم و كشتم و سرش را برداشتم و در غارى پناه گرفتم ، و عنكبوت بر در آن غار تنيد و گروهى كه از دنبالهء من آمدند چيزى نيافته بازگرديدند . پس آن گاه از غار بيرون آمدم و شبها مىرفتم و روزها پنهان مىشدم . و چون به مدينه رسيدم پيامبر ( ص ) در مسجد بود و به ديدن من فرمود : سپيد روى و رستگار باشى . گفتم : و تو اى رسول خدا . آن گاه سر وى را پيش آن حضرت نهاده آنچه را رفته بود گفتم و آن حضرت عصايى به من داد و فرمود : با اين عصا در بهشت خواهى خراميد . آن عصا همواره نزد عبد اللّه ابن انيس بود و چون از دنيا مىرفت خانواده‌اش را وصيت كرد كه آن عصا را در كفن او بگذارند ، و چنان كردند . و مدت غيبت او از مدينه هيجده شب بود و روز شنبه هفت روز مانده از محرم به مدينه بازگرديد . [ 1 ] سريّة منذر بن عمرو پس آن گاه در ماه صفر كه سى و ششمين ماه از هجرت رسول خدا ( ص ) بود سريّه منذر بن عمرو ساعدى به بئر معونة [ 2 ] واقع شد . گويند ، ابو براء عامر بن مالك بن جعفر مشهور به ملاعب الاسنّة كلابى به حضور رسول خدا ( ص ) آمد و هدايائى براى آن حضرت آورد كه از او در نپذيرفت . پيامبر ( ص ) اسلام بر او عرضه داشت و وى ، هر چند مسلمان نشد ولى چندان دورى هم نكرد و به پيامبر ( ص ) گفت : اگر تنى چند از اصحاب خود را با من به ميان قومم روانه كنى اميدوارم دعوت تو را در پذيرند و از آيين تو پيروى كنند . پيامبر ( ص )

--> [ 1 ] . موضوع اين سريّه در طبرى و كامل التواريخ به چشم اين بنده نخورد . - م . [ 2 ] . نام اين سريّه در منابع ديگر مثلا در مغازى واقدى به صورت غزوهء بئر معونه آمده است و چنان كه در چند سطر بعد ملاحظه مىفرماييد معونه نام چاهى است . - م .